گویش تالشی

Hits: 9174
دسته: گویش ها
پرینت

سرزمين تالش به عنوان بستر مکاني قوم کادوسيان (تالشان)، که از دو ناحيه­ عمده­ کوهستاني و جلگه­اي تشکيل يافته است، در حدود 65 ميليون سال قدمت دارد. تالش منطقه­اي در سواحل جنوب­ غربي درياي خزر است، که در آغاز کاملا در ايران بوده است تا زمان عقد معاهده­ گلستان در اکتبر 1813 ميان ايران و روسيه که بخش بزرگ‌تر تالش يعني شمال رودخانه­ آستارا به روسيه اعطا شد. اين بخش توسط امپراطوري روسيه، اتحاد جماهير و از سال 1991 توسط جمهوري آذربايجان تحت حاکميت قرار گرفت. بخش ايراني مردمان تالشي داخل ايران باقي ماند و منطقه­اي از استان جديد آذربايجان شرقي به مساحت حدود 50 کيلومتر جنوب رودخانه­ آستارا را تسخير کرد.

 تالش سرزمين وسيعي را در منطقه شمال غرب گيلان به خود اختصاص مي‌دهد. اقوام تالش از آستارا تا جنوب فومن پراکنده‌اند که متاسفانه اطلاعات چنداني از ادوار گذشته آن‌ها در متون تاريخي وجود ندارد.  برخي معتقدند که تالشان  همان کادوسيان يا کاتوزيانند، که در نواحي کوهستاني زندگي مي‌کردند .

خودزکو، به سبب تشابه نام اين قوم با نام اميرتالش بن حسن نواده امير چوپان مغول، براي تالش­ها منشا ترکي قايل شده است. اما گمان مي­رود که تالش­ها ايراني يا آريايي­اند، به ويژه آن که گويش تالشي از گروه زبان­هاي ايراني شمال غربي است و نشانه­هاي بسياري از اوستايي و فارسي باستان و فارسي ميانه در آن ديده مي­شود.

در کتاب « ايران در عهد باستان » آمده است: کادوسيان مردمي بودند که در گيلان جاي داشتند و ظاهرا نياکان تالش‌هاي کنوني بوده‌اند. کادوس يوناني شده تالوش است که در قرون بعد تبديل به تالش شده است .

وجود تپه‌ها و محوطه‌هاي تاريخي و باستاني در سراسر تالش، نمايان‌گر وجود يکي ازکهن‌ترين تمدن‌ها و فرهنگ‌هاي ديرينه در اين سرزمين است. با توجه به دست يافته‌هاي اخير کاوش‌هاي باستان شناسي که آثاري از نيمه دوم هزاره دوم قبل از ميلاد « آغاز عصر آهن تا آغازين سده‌هاي هزاره اول ق. م » را در منطقه معرفي مي‌نمايد، بيان کننده زمينه‌هاي جديدي براي بررسي عميق‌تر حوزه فرهنگي تالش است.

تالش منطقه­اي در گيلان است که از شمال به جمهوري آذربايجان، از مشرق به درياي خزر، از مغرب به خط ­الراس رشته کوه تالش و از جنوب و جنوب شرقي به شهرستان فومن محدود است. اين منطقه مشتمل است بر شهرستان­هاي آستارا، طوالش، رضوانشهر و ماسال. منطقه­اي که تالش­ها در آن ساکن­اند از دو قسمت کاملا متمايز تشکيل شده است: کوهستاني در غرب، متشکل از رشته کوه تالش. و جلگه­اي در شرق در کناره­ درياي خزر. فاصله­ ميان کرانه­ دريا تا انتهاي غربي کوه‌هاي تالش پوشيده از جنگل، شاليزار و خانه­هاي مسکوني به شکل خانه‌باغ است. منطقه­ تالش در ناحيه­ آب و هوايي بسيار مرطوب قرار دارد.  رودهاي متعددي در منطقه­ تالش جريان دارند که عمدتا از دامنه­هاي شرقي و رشته کوه تالش سرچشمه مي­گيرند و به سوي شرق امتداد مي­يابند و پس از آبياري کردن زمين­هاي زراعي جلگه­هاي ساحلي خزر، به درياي خزر مي­ريزند. از جمله چشمه­هاي آب معدني تالش عبارتند از: ملادهاي چاي در نزديکي آستارا، چشمه­هاي حوالي آق­اولر، چشمه­ي آب سرد قره­گول در حوضچه­ مرتفع کرگانرود و چشمه­ آب گرم علي داشي در نزديکي آستارا. از آثار مهم منطقه­ي تالش، گورستان باستاني مريان و آق­اولر واقع در34 کيلومتري جنوب غربي شهرستان تالش در دره­ کرگانرود است. اين دو گورستان متعلق به نيمه­ دوم هزاره­ دوم قبل از ميلاد و آغاز عصر آهن تا دوره­ي ساساني است. از ديگر آثار تاريخي مي­توان از موارد زير نام برد: پل آجري بر روي رود شفارود واقع در پونل، پل آجري دليک در هفت دغنان، قلعه­ ليسار يا صلصال واقع در ليسار، در مسير آستارا به بندرانزلي، اسپيد مزگت يا مسجد سفيد، بنايي از دوران پيش از اسلام که در دوره­ اسلامي به عنوان مسجد از آن استفاده شده و به آن مسجد عبدالله نيز مي­گويند، قلعه­ تاس­کوه در ماسال و قلعه رودخان واقع در ارتفاعات تالش.

 اقوام تالش ، از نظر پراکندگي جغرافيايي ، حدود اداري ـ سياسي شهرستان‌هاي فومن، شفت، ماسال، رضوانشهر، تالش و آستارا را در برمي‌گيرد. امروزه بر اساس آخرين تغيرات، تالش با جمعيتي بالغ بر 154799 نفر ، در محدوده يک شهرستان شامل چهار بخش؛ اسالم، حويق، کرگانرود و مرکزي، همچنين ده دهستان به نام‌هاي؛ اسالم ، خاله‌سرا، خرچگيل، حويق، خطبه‌سرا، ليسار، ساحلي جوکندان، تولار و دو کوهستاني تالش مي‌باشد .

  اقتصاد پايه در تالش، کشاورزي ( زراعت، باغ‌داري و دام‌داري ) است. که از مهم‌ترين محصولات آن مي‌توان به نمونه‌هاي زير اشاره نمود: برنج، گندم، جو، چاي، توتون، حبوبات، توت کاري « نوغانداري » گيلاس، زردآلو، ازگيل، « کونوس » و همچنين پنير، ماست، کره و روغن حيوانات.

تالش يکي از کهن‌ترين مراکز تمدني پيرامون درياي خزر است و در آن تمدن باستاني به نام " تمدن تالش- مغان" متعلق به دوره­ پاياني عصر مفرغ و دوره­ي آغازين عصر آهن (سده­ 14-7 ق م) شناسايي شده است. اين تمدن را نخستين بار در 1308/1890 ژاک دومورگان، در ناحيه­ لريک در روستاهاي کوهستاني بررسي کرد. برخي ازاشياي کشف شده متعلق به اين تمدن عبارتند از: شمشيرهاي بلند مفرغي و آهني، خنجر، تبر، پيکان، سرنيزه، ظروف گلي.

 اقليم اين شهر با توجه به قرار گرفتن در دامنه کوهستان‌هاي تالش، از يک سو و واقع شدن در ساحل درياي خزر از سوي ديگر، داراي آب و هواي کوهستاني با زمستان‌هاي سرد و تابستان‌هاي معتدل و همچنين آب و هواي مرطوب و معتدل مي­باشد.

با توجه به بررسي عناصر اقليمي نظير؛ بارش، دما( ميزان گرما )، جريانات جوي، ميزان رطوبت نسبي و نيز مطالعه عوامل اقليمي نظير دوري و نزديکي به درياي خزر و ارتفاع از سطح و عرض جغرافيايي ، تالش ( دامنه‌هاي شرقي تا خط الرس ) داراي آب و هواي مرطوب خزري در ناحيه جلگه اي و آب و هواي کوهستاني مرطوب در ارتفاعات مي‌باشد. با توجه به اقليم مرطوب خزري در کليه نقاط تالش  (دامنه‌هاي شرقي ) به‌جز منطقه خط الرس  ( ارتفاعات بيش از 2000 متري ) ، پوشش گياهي جنگل از نوع درختان شمشاد، افرا، ممرز، بلوط، راش، توسکا، گردو  انجيلي، نمدار، آزاد، ملچ ديده مي‌شود  که در ارتفاعات به تدريج به گياهان دارويي و پوشش گياهي کافي براي چراي دام مبدل مي شود.

گويش تالشي:

گويش تالشي از زبان­هاي شمال غربي ايران است که با گيلکي و مازندراني قرابت دارد. تالشي گويشي کهن و داراي گونه­هاي بسيار است و از عنبران اردبيل تا رودبار گيلان حدود دويست هزار گويش‌ور دارد. برخي محققان معتقدند که تالش­ها ساکنان اصلي نواحي غربي درياي خزرند و در گذشته بيش‌تر از حال محل سکونتشان به سوي شمال پيش رفته بوده است. تالش­هاي آذربايجان همه ترکي مي­دانند و ترکي تهديدي بزرگ براي گويش تالشي است. گسترش زبان فارسي در منطقه نيز بيشتر به ضرر گويش تالشي تمام شده است تا ترکي آذري.

تالشي از نظر واژگاني داراي ويژگي­هاي مشخصي است و بر خلاف نظر محققان قديم غير ايراني کاملا گيلکي نيست بلکه واسطه­اي است ميان تاتي و گيلکي و گاه به تاتي نزديک‌تر است. ميلر، تالشي شمالي واقع در جمهوري آذربايجان را بررسي کرده است. در دامنه­ خشک و مرطوب کوه تالش دو قوم با زبان­هاي مختلف زندگي مي­کنند: در غرب، آذربايجاني­هايي که به تاتي تاکستاني تکلم مي­کنند و در شرق، تالش­ها که به تالشي سخن مي­گويند. در ايران علاوه بر تالش، در مناطقي از شهرهاي گرگان، بهشهر، رامسر و نواحي غربي کرانه­ درياي خزر به سوي شمال که با مناطق تات­نشين همسايه است، تالش­ها با گويش تالشي خود حضور دارند.

در اين گونه­هاي تالشي تفاوت­هايي وجود دارد، که کم اهميت­تر از آن است که خود تالش­ها مطرح مي­کنند. تقريبا مردمان سراسر مناطق، زبان يکديگر را مي­فهمند، اگر چه اين تفاهم گاهي آسان نيست، به عنوان مثال از مجموع 350 واژه­ي انتخابي در يک تحقيق، تنها 24 واژه از نظر ريشه متفاوت بوده و بقيه بيشتر در نحوه­ تلفظ تفاوت­هايي داشته­اند. به طور کلي از جنوب به شمال، تفاوت­هاي زير مشهود است:    O  جاي خود را به  U (مانند ترکي) مي‌دهد، اولين واکه­ برخي از واژه­ها، يا پيش از دو همخوان يا بين آن­ها تلفظ مي­شود: ايسپي / سيپي به معناي سفيد، خ به ح تبديل مي­شود: خيرس>حيرس به معناي خرس، حذف ر از پايان واژه، مانند در > دو.

ساخت زمان­هاي افعال در تالشي جنوب و تالشي شمال متفاوت است. ولي حدود آن بين اشکال جنوبي و شمالي، در موارد مختلف در محل واحدي قرار ندارد و يک تغيير تدريجي زباني از يک حالت جنوبي انتهايي تا حالت شمالي انتهايي در جمهوري آذربايجان ملاحظه مي­شود. به گفته­ بازن، مرزهاي زباني تولارود و خطبه­سرا خط زباني ميان تالش مرکزي و تالش شمالي است. برش مهم ديگر از طرف شمالي­ترين نقطه­ خطبه­سرا و ويزنه عبور مي­کند. برش سوم در جنوب تالش دولاب ملاحظه مي­شود. به عنوان مثال توصيفي از گويش اسالمي، يک گويش مرکزي تالش، بر پايه­ي تحقيقات يارشاطر ذکر مي­شود. در اسالمي 8 واکه و 23 همخوان وجود دارد. اسم در دو حالت صريح و غيرفاعلي يا غير صريح واقع مي­شود.حالت غيرفاعلي در ساخت اضافه و هنگامي که فاعل در ساخت ارگتيو قرار دارد به کار مي­رود، مثل (varg-i ga# harda(گرگ گاو را خورد). در ساخت اضافه، مضاف­اليه پيش از مضاف مي­آيد و نشانه­ آن -a است:sif-a da#re           

ضماير به سه دسته تقسيم مي­شوند: ضماير شخصي در حالت مستقيم به دو صورت صريح و غيرصريح، ضماير ملکي و ضماير متصل. ضماير شخصي مستقيم در حالت صريح و ضماير غير صريح، مانند مفعول مستقيم، در ساخت ارگتيو به کار مي­روند. ضماير ملکي، مانند صفات ملکي و ضماير متصل، در حالت اضافه به کار مي­روند. از ويژگي­هاي مهم اسالمي اين است که تمامي زمان­هاي حال بر پايه­ ستاک حال ساخته نمي­شوند و همه­ زمان­هاي گذشته نيز بر پايه ستاک گذشته ساخته نمي­شوند. افعال التزامي، امري، حال شرطي، استمراري، شرطي استمراري، بر پايه­ ستاک حال ساخته مي­شوند (آن­ها که ساخت ارگتيو را نيز به کار نمي­برند). حال اخباري، گذشته­ استمراري، حال کامل، التزامي کامل، شرطي کامل، شرطي غير واقعي و گذشته­ بعيد بر پايه­ ستاک گذشته ساخته مي­شوند. در اين ساخت­ها، به جز حال اخباري، ساخت ارگتيو به کار مي­رود. نشانه­ي نهي - ma و نشانه­ نفي «- n است.

در گويش ماسوله­اي نيز به عنوان يک گونه­ جنوبي از گويش تالشي، 9 واکه و 23 همخوان وجود دارد. اسم در دو حالت واقع مي­شود و سه نوع ضمير شخصي وجود دارد. در گذشته و حال کامل بين لازم و متعدي تفاوت هست. شناسه­هاي اخباري و التزامي، بر حسب خاتمه يافتن به واکه متفاوتند. زمان گذشته و حال کامل افعال لازم نيز داراي شناسه­هاي متفاوتي است.

کمبل در معرفي تالشي مي­نويسد: تالشي به زبان­هاي ايراني گروه شمالي- غربي تعلق دارد که امروزه توسط حدود 100000 گويشور در جنوب آذربايجان و حدود 60000 گويشور در استان گيلان تکلم مي­شود. همه­ تالشي­ها دو زبانه­اند و هم به تالشي وهم به ترکي آذربايجاني تسلط دارند.

اشميت نيز با بر شمردن واکه­هاي تالشي يعني   a a# e « i o u (u_)  ، عنوان مي­کند که همخوان­هاي آن همان همخوان­هاي زبان فارسي هستند.

تالشي دو نظام حالت دارد: حالت مستقيم يا فاعلي و حالت غير فاعلي يا اضافي و حالت مفعولي. نظام فعلي از ساير گويش­هاي ايراني غربي به دليل استفاده از ستاک حال براي نمود ناقص و ستاک گذشته براي حال متمايز شده است. به لحاظ نحوي تالشي همانند تاتي ساختار ارگتيو را در افعال متعدي گذشته بر پايه­ ستاک گذشته به کار مي­گيرد که طبق آن اسم عامل در حالت غير فاعلي قرار مي­گيرد، مفعول مستقيم منطقي در حالت مستقيم و فعل با مفعول مستقيمش مطابقت مي­کند.